عروسییییییییی
سلام گلم
دیشب رفتیم عروسی عمو میثم که میشه پسر دختر عموی پدرت خیلی خوش گذشت شب قبلش هم حنا بندان بود که اونم عالی بود
شما و زهرا و اریا مهر هم حسابی مراسم رو به اتیش کشیدین و هر جور تونستین خودتون رو تخلیه کردین خلاصه شب خیلی خوبی بود
امروز هم میلاد پیامبر و روز تعطیل و شما حسابی تو جو عروسی دیشب هستی و با خودت حرف می زنی و می گی ماشالا به عروس وداماد یا اهنگ میخونی وقر میدی
عشقم
کلی حرفای خوشگل می زنی
مثلا به خوراکی می گی حوراکی و کلا حرف خ رو اگر اول کلمه باشه ح تلفظ می کنی
دختر نازم امروز یه خبر خیلی خوب هم شنیدم که خاله الهه که دوست صمیمی مامانه دو قلو باردار البته یه پسر به اسم حسین داشت اما اینبار دوقلو دار میشه ایشالا که به سلامتی فارق بشه
دخترم دوستت دارم
عکس عروسی دیشب از راست به چپ زهرا،عمو فتح الله پدر زهرا،اریا مهرو هدیه خانم البته بگم ما لباس پوشیده بودیم که بیایم خونه که شما اویزون عمه و شوهر عمت شدی که باهاشون بری

جمع و جور کردن هدیه خانم.


بازی با پدر و خاله بازی

اخه ادم باش و می خوابونو روش پتو می ندازه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پوشک تو پات م بود حالا رو سرتم می ذاری

اینم شیر خوردن به عشق نی بیشتر نی رو می جویی تا شیر بخوری



عروسییییییییی
